تبليغاتX
حدیث هجرت

حدیث هجرت

روایت های یک هجرت کرده به امریکا از زندگی

 این پست بهانه اش هیئت وبلاگی سبو هست که این بار به صورت خودمونی و بدون تبلیغات برگزار می‌شه و محتواش یه رشته فکرهایی هست که در طول این چند مدت مخصوصا ماه رمضان به ذهنم رسیده. شاید هر کدوم بشه موضوعاتی برای پست‌های بعدی...

***

۱- قرآن: 

- ماه رمضان با قرآن رابطهٔ تنگاتنگی داره. به قول آیت الله جوادی آملی ماه رمضان به واسطهٔ‌ نزول قرآن هست که مهم شده، نه به خاطره روزه که یکی‌ از فرامین الهی در قرآن هست. این نکته به نظرم جای فکر زیاد داره که راجع به قرآن باید چه‌ کنیم. در همون سخنرانی ایشون اشاره میکردن که آنچه در شب قدر نازل شده تنها مفاهیم و کلیات قرآن بوده نه کل ۶۶۶۶ آیه قرآن. اگه این نظر صحیح باشه، یه سوال مهم میتونه این باشه که کدوم مفاهیم قرآن در اون کلیات جا داره و خلاصه مغز قرآن به عنوان آخرین کتاب مقدس و معجزهٔ پیامبر خاتم چی‌ هست. 

- تازگی به سوره‌های مکّی خیلی‌ علاقمند شدم. علتش این هست که اینها آیاتی هستن که خدا با هدف هدایت تمام انسانها فرستاده، خوب و بد، از هر دین و نژاد و طبقه و ملیتی، و شاید به یک معنا (قسمتی از) اون کلیات قرآن رو در بر داشته باشه. اینها سوره هایی هستن که باید به مغز استخون هر انسانی‌ و هر فطرتی نفوذ کنه، پس باید یک بار این سوره‌ها رو مرور کرد. یک دوستی زمانی‌ میگفت که دورهٔ زمانی بعد از وفات پیامبر(ص) تا ظهور امام زمان(عج) یک بازتاب مجدد از دوران رسالت پیامبر(ص) پیش از هجرت به مدینه هست؛ اگه اینطور باشه پس آیات مکّی باید در واقع آیات هدایت خود ما باشه.

- در قرآن فرازهایی هم هست که من شخصاً ازشون خوشم میاد: جاهایی که خدا میگه "آیا میخواین شما رو خبر بدم از ..."، و معمولاً تعبیر هایی مثل "تجارت پر سود" یا "موعظه" به کار میبره. اگه بشه یه لیست از این آیات در آورد و روی مفهومش کار کرد، فکر کنم مجموعه جالبی‌ باشه، چون باز به نوعی خبر از مسائلی هست که خدا می‌خواد شخصاً به ما کمک کنه.

***

۲- امام زمان:

- منجی آخر الزمانِ غایب از نظر و حاضر در دنیا یکی‌ از کلیدی ترین مفاهیم و متمایز‌ترین اعتقادات شیعه هست. در عین حال معمولاً معرفت ما در مورد اون حضرت تنها یکی‌ از این دو صورت هست: یکی‌ ارتباط عرفانی و احساسی‌ که تنها از طریق ندبه و دعا مقدوره، و دیگری ارتباط احکامی و شرعی که از طریق مراجع و روحانیت هست. ولی‌ به نظر میاد که این دو راه تنها دو انتهای قابل تصور برای بهره بردن از امامی باشه که بناست ما "مثل خورشید پشت ابر" ازش استفاده کنیم. این وسط ما به یک معرفت کاربردیتری نیاز داریم که بتونه زندگی‌ روزانهٔ ما رو با امامی که در روز ما زندگی‌ می‌کنه متصل کنه. در این مورد چه می‌شه کرد؟

- این نکته رو کوتاه بگم که مفهوم امام زمان در عقیدهٔ ما خیلی‌ فراتر از مفهوم منجی در مذاهب دیگه هست. در اونجا منجی صرفاً یک سوپرمن هست که به زندگی‌ الان ما مربوط نیست و بعدا میاد و یک شبه همه چیز رو حل می‌کنه، ولی‌ در تفکر ما امام زمان(عج) "حی" و زنده هستن و در همین قرن و ساعت و شرایط ما زندگی‌ می‌کنن و امور رو تدبیر می‌کنن.

- عمر طولانی حضرت(عج) از مواردی هست که واقعا ممکنه بعضی‌ رو به افسانه بودن حضور حضرت(عج) و حتی افسانه بودن منجی بودن حضرت(عج) بکشونه. بیان بالا در کنار سایر موارد، چاره‌ای هست برای این موضوع.

***

۳- قیامت

- پایان دنیا مفهومی هست که خط سیر زندگی‌ ما و حرکت جهان را در پرسپکتیوِ جهان بینی ما نشون میده. اینکه ما چه افقی برای خودمون و جهان تصور می‌کنیم از کاربردی ترین اعتقادات هر انسانی‌ هست. اگه از نظرات ماتریالیستی که کلا دنیا رو پایان همه چیز میدونن بگذریم، شاید دو دیدگاه مهم قابل تصور باشه: یکی‌ اینکه قیامت چیزی هست که بعدا رخ میده، و دیگری اینکه قیامت همین الانه و ما همین الان در موضع نتیجه اعمالی‌ هستیم که داریم انجام میدیم. سوال اینه که واقعا کدوم درسته و یا آیا می‌شه هر دو نظر رو با هم جمع کرد؟ ارتباط این نظرات با مفاهیمی مثل شیطان، گناه، توبه، و غیره چی‌ هست؟ این قطعا از مفاهیم کلیدی هست که هم در قرآن بارها به اون اشاره شده و هم از عصاره های رسالت تمام پیامبران الهی بوده. در این مورد چه میدونیم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1390ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط ابراهیم  | 

در مورد این فراز سورهٔ انعام چه نظری دارین؟

وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٥٢﴾ وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولُوا أَهَـٰؤُلَاءِ مَنَّ اللَّـهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا ۗ أَلَيْسَ اللَّـهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ﴿٥٣﴾ وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٥٤﴾


و كسانى را كه پروردگارشان را بامدادان و شامگاهان [به نيايش‌] مى‌خوانند و خشنودى او را مى‌جويند[از خود] مران، چيزى از حساب آنان بر تو و چيزى از حساب تو بر آنان نيست كه برانى‌شان و از ستمكاران شوى‌ - و اين چنين بعضى از آنان را به بعضى ديگر آزموديم، تا سرانجام بگويند آيا اينانند كه خداوند از ميان همه ما فقط بر آنان منت نهاده [و نعمت داده‌] است، آيا خداوند خود به احوال سپاسگزاران آگاه‌تر نيست؟ - و چون كسانى كه به آيات ما ايمان دارند، به نزد تو آيند، بگو سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته است، هركس از شما كه از روى نادانى مرتكب كار ناشايستى شود، سپس توبه و درستكارى كند و به صلاح آيد [بداند كه‌] خداوند آمرزگار مهربان است‌

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط ابراهیم  |