تبليغاتX
حدیث هجرت

حدیث هجرت

روایت های یک هجرت کرده به امریکا

از سلسله پست‌های "یک جرعه آسمان" هفتمین مراسم هیئت وبلاگی سبو در دهه اول ذی الحجه با این برنامه.

فصل مشترک فراز‌های نخستین اغلب دعاهای که از ناحیه ائمه اهل بیت (ع) صادر شده، بیانی خاشعانه از اسماء و صفات الهی است. توحیدی ترین بیان‌های ادعیه معمولاً در همین چند جمله پیدا می‌شه و  به عبارتی اگه بخوایم یک درس توحید کوتاه از محضر معصومین (ع) درک کرده باشیم، می‌شه این فراز‌های اول رو نگاه کرد: مرز‌های حد اکثری بیان مخلوق از بزرگی خالق. لذاست که روایت شده حضرت حسین (ع) در روز عرفه با خشوع تمام و به صورت ایستاده در فضای باز کنار جبل الرحمه و با دست‌های که در برابر صورت بوده، شروع به دعا فرمودند.

اشاره حضرت در این فراز نخستین دعای عرفه به جلوه‌های جمال و جلال حضرت حق هست؛ اینکه آفرینش اولیه‌ و تدبیر لحظه به لحظهٔ جهان هستی‌ (صانع- فطر-اتقن) به دست خداوندست، همونطور که کلیه‌ افاضات و عطایا، چه هدیه‌های مادی (منافع) و چه هدایت‌های معنوی (کتاب)، از جانب حق تعالی هست. در برابر این بخشش‌ها، خداوند مطلع (خبیر) از همهٔ افعال و رفتار ماست. پس چند حالت رخ میده: اونی که در اضطرار و سختی هست و تضرع کنه، خدا براش شنوا (سمیع) و مهربان (راحم) هست؛ اونی که در وضع مناسبی هست و درجاتی داره و قناعت کنه، خدا براش سامان دهنده (رائش) و سربلند کننده (رافع) هست؛ اونی که در مقابل خدا گردنکشی کنه (جبابره)، خدا براش ریشه کن کننده (قامع) هست.

اون وقته که اگه ما هم به این درک از خداوند متعال برسیم، تکرار می کنیم "ستایش فقط مخصوص خداست"...

اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ و َلا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ و َهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ

فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ و اَتْقَنَ بِحِکْمَتِهِ الصَّنائِعَ

لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِـعُ وَ لا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ

جازى کُلِّ صانِعٍ وَ رائِشُ کُلِّ قانعٍ وَ راحِمُ کُلِّ ضارِعٍ وَ مُنْزِلُ الْمَنافِعِ وَ الْکِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ

وَ هُوَ  لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَ لِلْکُرُباتِ دافِعٌ وَ لِلدَّرَجاتِ رافِعٌ وَ لِلْجَبابِرَةِ قامِعٌ

فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَ لا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ

وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اللَّطیفُ الْخَبیرُ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط ابراهیم  | 

خوب! بالاخره بعد یه مدت طولانی فرصتی دست داد که یه پست بنویسم. در طول ماه مبارک و بعدش شدیدا درگیر آماده کردن پیشنویس پایان نامه فوقم بودم و به لطف خدا پنج هفته پیش دفاع کردم. از اینکه نشد توی این مدت به وبلاگ خودم و وبلاگ‌های دوستان زیاد سر بزنم، معذرت. ایشالا جبران می‌کنم!

 یکی‌ از نکاتی‌ که توی این ۲ سال تحصیل در امریکا برام مهم بوده، نحوه تمرکز بر پژوهش و تحقیق هست. توی کشور خودمون از اهمیت پژوهش، انجام تحقیقات کاربردی و مرتبط با نیاز‌های کشور، ارتباط دانشگاه و صنعت، و امثال این موارد زیاد شنیدیم. اما زیاد هم دیدیم یا شنیدیم که دانشجوهای تحصیلات تکمیلی (فوق و دکتری) مثلا با ترجمه چند تا مقاله، پروژه رو سمبل می کنن و کار کم ارزشی تحویل میدن؛ یا اینکه این دانشجویان برای گذران زندگی (احتمالا متاهلی) اینور اونور در شرکت ها و ادارات مشغول به کارند. از طرف دیگه استادها بعضا برای کار پژوهشی ارزش قائل نیستن، سطح علمی‌ و پژوهشی خودشون رو به روز نمیکنن و یا اهمیتی به کار پژوهشی دانشجو نمیدن. همینطور مشاهده می‌شه که مقدار زیادی از مقالات، صرفا به خاطر داغ بودن یک موضوع در دانشگاههای غربی و با هدف اینکه مقاله ای چاپ شده بشه (تا رزومه یه استاد طولانیتر و امکان تحصیل خارج از کشور یک دانشجو فراهمتر بشه) نوشته میشن، بدون اینکه لزوما پیش زمینه‌های فنی یا پس زمینه‌های تکنولوژیکی موضوع دیده بشن؛ حال آنکه داغ شدن یک موضوع در اون دانشگاه‌های خارجی‌ به خاطر یک نیاز واقعی در جامعه و صنعت کشورشون بوده.

لذا همیشه برام سوال بوده که چه جوری می‌شه این مسائل رو حل کرد؟ یعنی‌ اساسا چه جوری می‌شه سیر حرکت پژوهشی در دانشگاه رو با مسیر صنعت و کاربرد در جامعه همسو کرد؟ در اولین روز ورودم به دانشگاهم در امریکا بود که معاون تحصیلات تکمیلی دانشکده مون بهم گفت: «دانشگاه با دانشجو‌های تحصیلات تکمیلیش زنده می‌شه و میمیره». الان بعد این یکی دو سال فکر کنم بتونم معنی این جمله و در واقع ایده حل این مساله در امریکا رو - اونجوری که خودم درک کردم - به طور کوتاه توضیح بدم. ضمنا، با اینکه دارم با دید رشته‌های مهندسی‌ طرح بحث می‌کنم، ولی‌ به راحتی‌ می‌شه این سوال و جواب‌ها رو به رشته های انسانی‌ و پزشکی‌ و غیره هم تعمیم داد.

نکتهٔ کلیدی در حل مساله ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط ابراهیم  |